🔴 محمد ثلاث: درویش نیستم و با ضرباتی که به سرم خورد عصبانی شدم و اتوبوس را به سمت پلیس راندم
🆔
@Sedaiemardom۵ نکته اصلی دفاعیات
#محمد_ثلاث در اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهام قتل عمد در ناآرامیهای خیابان پاسداران
💠 از خداوند برای خانوادههای داغدیده تقاضای صبر و برای خودم رحمت میخواهم.
مشخصات فردی:
💠 چندوقتی در گروه دراویش بودم، ولی درویش نیستم. دراویش من را قبول ندارند، اما دوستشان دارم.
دراویش معتقدند زندگی جز صلح و صفا نیست. من هم به اینها اعتقاد دارم، اما عصبانی شدم و خلاف آن عمل کردم. فرزند اسدالله و ۵۰ سالهام. متارکه کردهام. ۱۲ سال است که تهران زندگی میکنم و شیعه ۱۲امامیام.
سوابق کیفری:
💠 بهدلیل اینکه ضامن فردی شدم، مدتی در زندان بودم و با فروش اتوبوس و رد مال آزاد شدم.
💠 به دلیل حضور در درگیریهای تخریب حسینیه دراویش در قم بازداشت شدم.
💠 سال ۸۸ هم در اتوبوسم مواد پیدا شد و به زندان افتادم.
💠 کمتر از ششماه مواد مصرف میکردم که بهکمک فقرا (دراویش) ترک کردم.
💠 سال ۵۷ هم برای درگیری با بازرس بانک دستگیر شدم.
شغل:
💠 راننده اتوبوسم و بیماری روانی ندارم و سابقه بستری شدن (روان درمانی) ندارم. تلفن همراه دارم، اما از شبکههای مجازی استفاده نمیکنم.
محل سکونت:
💠 دستم شکست و ۱۰ ماه نتوانستم سرکار بروم و کرایهخانهام ماند و صاحبخانه پنجمیلیون ودیعه را جای کرایه برداشت؛ من هم اثاثیه خانه را به زلزلهزدگان اهدا کردم و دو ماه جایی نداشتم.
💠 مدتی نزد خانوادهام در بروجرد میماندم و پس از آن ۱۵روز در اتوبوسی که در گلستان هفتم پاسداران پارک بود ساکن بودم.
دفاع در برابر اتهامات قتل عمد و اخلال در نظم عمومی:
💠 اتهامات انتسابی را قبول ندارم.
💠 پلیس موظف است نظم را برقرار کند، نه اینکه با چماق مردمی را بزند که ذکر الله میگویند. ۱۷ جای شکستگی روی سرم وجود دارد. آنها اول چندین ضربه به من وارد کردند و باعث عصبانیتم شدند.
💠 پلیس باید به نیروهایش آموزش میداد که ما را کتک نزنند.
💠 شب پیش از حادثه یکی از برادران ایمانیام، نعمتالله ریاحی، با من بود؛ اما صبح فردا او را به اتهام دزدی پراید دستگیر کردند. چرا شخصی که سه هکتار باغ دارد خودرو بدزدد؟
انگیزه حضور در خیابان پاسداران:
💠 دادستان شعبه سوم حکم جلب بزرگ دراویش، نورعلی تابنده، را صادر کرده بود و قصد داشتند بازداشتش کنند. دراویش من را از خود نمیدانند، اما ما بزرگمان را دوست داریم و نمیخواستیم قاضی این حکم را بدهد.
💠 من از طریق موبایل فقرا متوجه حکم جلب بزرگ دراویش شدم.
💠 چهار کلاس بیشتر درس نخواندهام و از این چیزها سر در نمیآورم.
شب حادثه:
💠 من راننده اتوبوس بودم و مالک را نمیشناسم. اتوبوس در محل پارک بود. شب حادثه هم سوییچ روی اتوبوس بود، اما برای این کار از کسی اجازه نگرفتم.
💠 حدود ۱۵روز در اتوبوس بودم و صندلیهایش را باز کردم تا آنجا استراحت کنم. دو سه روز قبل از حادثه، صاحب اتوبوس اعتراض کرد و میخواستم صندلیها را سر جایش بگذارم.
💠 شبها ۲۵ الی ۳۰ نفر از افراد مختلف که اهل تهران نبودند و برای زیارت به تهران میآمدند در اتوبوس میماندند.
💠 اتوبوس را که میراندم کسی سرنشینش نبود. بهدلیل ضرباتی که به سرم خورد عصبی بودم و اتوبوس را به میانشان راندم و به حالت خود فکر نمیکردم.
💠 به من میگفتند به این فکر نمیکردی که با این کار چهار خانواده را داغدار کردهای؟ اما من میگویم مگر آنها هم که عصبی شده بودند به این فکر میکردند من وقتی از اتوبوس پایین میآیم چه بر سرم میآید؟ از اتوبوس که آمدم بیرون روی سرم ریختند و همه دندههایم خرد شد.
💠 نتیجه عملکرد من باعث شد سه نفر به قتل برسند.
💠 دیگر دوستان من هم در این حادثه کتک خوردند؛ من عصبانی شدم، ولی آنها نشدند.